سانی چت|دلارام چت|اسلو چت|امیرعلی چت [RB:Rozblog_Dynamic_Code] [RB:Rozblog_Js]
آخرین اخبار سایت :
سفارش تبلیغ
سفارش تبلیغ
سفارش تبلیغ
سفارش تبلیغ
مطلب ارسالی از joky

                                  یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست 

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود 

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او 

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای 

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای 

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم 

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم 

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی 

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم 

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد 

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت 

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی 

مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی 

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود 

مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

نظرات() تعداد بازديد : 104
18 ارديبهشت 1396 - 14:58
مطلب ارسالی از مریم

روزی روزگاری وارد روم گشتم....سلام کردم...

غزاله درجواب سلام من گفت: سلام کریم خوبی؟

(یعنی بعضی از این حروفهای کیبورد باعث

سوتی میشن ها ما که سوتی دادن تو کارمون

نیست) یه لحظه روم ترکید از کریم گفتن

غزاله.... من خودم از خنده منفجر شدم.... فکر

کنم بقیه بچه هایی که اون لحظه تو روم بودن

پخش بر زمین شده و زمین رو گاز میزدن....

یادمه نیما هم بود.... نیما یه پروفایل داشت به

اسم سوتی مرگبار... بچه های روم هرسوتی

خنده داری که میدادن نیما همون لحظه اون

سوتی رو داغ و داغ میذاشت تو پروفایلش و تا

چند وقت به این سوتیا حسابی می

خندیدیم.....

نظرات() تعداد بازديد : 101
14 ارديبهشت 1396 - 17:2
مطلب ارسالی از مریم

 

نظرات() تعداد بازديد : 183
14 ارديبهشت 1396 - 16:53
مطلب ارسالی از fatemeh

 

 راستش بخوام بگم دوست و پروفش رو بزارم نمیتونم پروف کسی رو بزارم چون من همه بچه ها رو میشه خواهر برادر خودم میدونمو دوستم حساب نمیشن بلکه عزیترامن 

 

حالا خاطره

یه روز یه پسری اومده بود میگفت مدیر کجاست منو صبا و زی زی بودیم گفتیم مدیر نداریم پسره گفت حالا که مدیر ندارین همتون میکنم ماهم با اینکه امیرعلی اونجا بود نگفتیم ببینیم پسره چی میگه 

بعد دیگه شروع کردیم مسخره بازی دعا هک میخوندیم صبا میخوند ما جواب میدادیم 

اون میگفتم الهی الهک الهی الهک

مام میگفتیم الهک الهک 

بالاخره تا پایان الهک الهک خوندیم تا پسره منصرف شد فک کنم هیچی دیگه قرار گذاشتیم هر وقت کسی اومد گفت کو مدیرتون ما اگه مدیرمدیره بودش هم دروغکی بگیم مدیر مدیره خود مدیره نداریم

 

نظرات() تعداد بازديد : 158
13 ارديبهشت 1396 - 22:15 موضوع: خاطره شما از چت روم , ,
مطلب ارسالی از AVA 15

آپلود عکس" alt="" /> 

نظرات() تعداد بازديد : 188
13 ارديبهشت 1396 - 21:59 موضوع: بهترین پروفایل از نظر شما , ,
بهترین پروفایل روم از نظر شما کدومه؟؟ مطلب ارسالی از مریم

 متن ها و عکس نوشته های در این پروفایل زیبا

و دلنشین هستند...

نظرات() تعداد بازديد : 242
13 ارديبهشت 1396 - 1:10 موضوع: بهترین پروفایل از نظر شما , ,
مطلب ارسالی از fatemeh

آپلود عکس" alt="واقعا فقط باید آدما تو شرایط سخت قرار بگیرن تا خودشونو نشون بدن" />آپلود عکس" alt="" />

نظرات() تعداد بازديد : 242
12 ارديبهشت 1396 - 21:15 موضوع: بهترین پروفایل از نظر شما , ,
نظر در رابطه با مهدی مطلب ارسالی از گلی

 مهدی یه دونه اس خیییییلی خوبه دوووووسش دارم جووووووونز

نظرات() تعداد بازديد : 182
3 ارديبهشت 1396 - 11:0
حس خوب یعنی تو سانی چت باشی.... مطلب ارسالی از مریم

سلام وعرض ادب خدمت دوستان عزیز

امیدوارم که حالتون خوب باشه

 

ازاینکه داخل این چت روم هستید چه حسی

دارید و اگر روزی این چت روم نباشه چه

میکنید؟؟

 

حسی که یه کاربر میتونه تو این چت روم 

داشته باشه مطمعنا آرامشه

 

من تو این چت روم حس خیلییی خوبی دارم

اول اینکه این حس خوب بخاطر صمیمیت و

گرمی بین دوستان عزیز هست و دوم اینکه

بخاطر آرامشی که آقای مدیر در فضای این روم

به وجود آوردند(واقعا ته دلمون قرصه که همچین

مدیری داریما) که جا داره واقعا از زحماتی که

برای این چت روم کشیدند تشکر فراوان بنمایم.

 

واقعا فکر کردن به اینکه این چت روم نباشه

دیوونه کننده هست اگه نباشه فقط حسرت

نبودنش رو میخورم.

 

حس خوب یعنی  تو سانی چت باشی...

 

 

 

مطلب ارسالی از رویای من

 سلاامیووووووووووو

کلا یه حس نابه یه حس کنار هم بودن اینجا دوستایی دارم که تو واقعیت خیلی کم اند

کلا حسه نابیه بودن با کسایی که اگه تو واقعیت داشتیشون هیچ وقت نا امید نمیشدی

نباشه یه جور حسه اگه نباشن نباشه این روم یه بخش از زندگیم میره بدون کنار بعضی از دوستان واقعا برام شده مثل یه زندگی

کپکم،عمویی،صبای،پدر،مهریه،مهدیسی،شیرینی،یاشاروو،خرجون،پری،رزا،احمت اقا،غزالی،رقی،سارای و.... دوستون دارماااااااا

 

مطلب ارسالی !Mehd

درباره موضوع اول:حقیقت ماجرا اینه ک هر لحظش و ثانیه ثانیه اش خاطره اس حالا بعضیاش کمرنگ تر بعضیاش پررنگ تر.  :)

از این ک الانم هستیم خوبه حداقلش اینه بعضیاشون ب صدتای اون بیرون می ارزن . ی روزیم این جمع نباشه مطمعنا اولش یکم سخته و ضربه میخوریم:)

مطلب ارسالی از roxana


سلام سلام مجدد خوبین خوشین سلامتین

مدیر امروز ی سوال ازمون کرد اینکه الان از اینکه تو اسلوچت هسیم چ حسی داریم یا اگه نباشه چ حسی؟!

راستش جونم واستون بگه ک خو طبیعیه ک اینجا بخاطر فضای خوبشو بچه هاش کلی حس خوب بهم میده و لحظاتی ک هسم خوشالم و خو اومدن اینجا برام تبدیل ب عادتو وابستگی شده خو این ینی ب طبع اگه ی روزی نباشه من ایجوری میشم:(

اما هعی خو چ میشه کرد هممون میدونیم فضای مجازی پایدارو دائمی نیسو خوبه منم فلن ک اینجام دوستای خوبمو دارم ازشون استفاده کنمو واقعا هم نمیخوام ب نبودشون فک کنم و هم اینجا وهم همه کاربراشو دوس دارم اوناهم مجبورنمنو دوس داشته باشن


ی قلب بزرگ برا همه دوستای مجازیم ک دوسشون دارم:heart:
0

 

............ مطلب ارسالی از king

خوشحالم این روم هس کلی رفیق مجازی پیدا کردم ک تو دنیای واقعی مثلشونو ندارم

 

اگه بسته بشه زندگی عادیم طی میشه ولی لطمه میخوره ب روحیم :)

مطلب ارسالی از danger

 بسم الله

سلام عليكم جميعا

خوبين همگي اوضاع بر وفق مراده عايا؟حالا مراد نبود قلي هم خوبه ها

بنده در خدمتتون هستم با يك دست نوشته ي ديگر اميد است كه مورد قبول بزرگان واقع شود با تچكر

همونطور كه همه مشاهده نمودين فضاي چت روم اسلو خيلي صميمي و عاري از هر گونه مخ زني ميباشد 

اين امر بسيار مهم بوده و تقاضا دارم دست كم گرفته نشود باشد كه رستگار شويم

بنده خودم به شخصه دلبستگيه خاصي به بچه ها و فضاش دارم دقيقا عين خونوادم ميمونن  با غصه هاشون غصم ميگيره  با شادياشونم شاد ميشم اينو قلبا ميگم همتون خيلي ماهين ،البته ناگفته نمونه اين فضا و اين صميميتو مديون اميرعلي مدير محترمه هم هستيم با شيوه هاي خوب مديريتيشون حالا نگين چاپلوسما خيلي جاها ديدم ايشون سعي بر اين نمودن اين رفاقتا از هم نپاشه 

حال كردين چه لفظ قلم

بچه ها خودشون هم واقعا خيلي گلن و كم نميزارن ، دوست ندارم هيچ وقت درشو تخته كنن واقعا حس ميكنم دوري از اين فضا افسردم كنه ... خب ديگه عرايض بنده رو به اتمام است هرچند وقت تنگ است وگرنه نوشته هاي گرانبهامو دريغ نميكردم ازتون شب و روز خوش باشد كه موفق و مويد باشيد خدافظ

مطلب ارسالی از fatemeh

سلام دوستای گلم

من به اینجا واقعا عادت کردم یجورایی اینجا مث خونه خودمون میمونه یک روز نیام حالم گرفتس

یه روز نیام مث دیوونه ها هستم

اگه خدایی نکرده یه روز اینجا بسته بشه نمیدونم چیکار میکنم

روزایی که نت ندارم اینقدر به بابام میگم تا زود وصل کنه

مامانم میگه رئیس جمهوری؟

ولی من فقط میتونم بگم وای مامان کار دارما

خدایا اینجا رو کمک کن امیر نبنده

دیوونه میشم من

من از اینکه اینجام خیلی خوشحالم احساسمو نمیتونم بگم

مطلب ارسالی از roxana

سلام سلام صدتا سلام

حول و حوش دوماه پیش بود ک اومده بودم تو اسلو

میخوام دوتا خاطره از ی روز البته ن دو روز خوبمو بگم

فک کنم همون روزای اول بود اومده بودم ک با فاطی دوست خلو چل صمیمیم رفتیم بیرون اونم خ انقلاب فک کنم دیدین ک لاک و اینا زیاد داره و قیمتاشم خوبه

خلاصه کلی خوش گذروندیمو چندتا لاک خوش رنگ گرفتم ک اومدم خونه رنگاورنگ لاک بزنم

اقا چشمتون روز بد نبینه ما اومدیم خونه لاکارو زدیم هر وناخنی رنگاونم همه رنگای شاد ک چشای ادم قلبی میشه نیگاشون میکنه

بعد ک تمومید از ناخنام عکس گرفتم گذاشتم پرو حالا با کلی ذوقااا بعد نمیدونم یهو این مدیر اسلو از کجا اومد برگشت ب من گفت جادوگر اقا منو میبینی چشام گرد شده بود حالا بقیه هم ب جا تزریق ذوق میگفتن جادوگر اصن همچین چشام گرد شد ک نگین بعد انقدر چشای این کاربرا شوووور بود همون شب دوتا ناخنم شکست

 

اون یکی خاطره هم بمونه واس برنامه بعدیخنده

 

 

 

 

 

نظرات() تعداد بازديد : 657
سه شنبه 22 فروردين 1396 - 12:33 موضوع: خاطره شما از چت روم , ,
خاطره بازی مطلب ارسالی از پرنا

 چه قدیمی باشم چه جدید خاطره نوشتن برام سخته چون هر لحظه بودن در جمع ادمایی که دوستتن ،دوسشون داری ، خاطره است ولی شاید نتونم به اشتراکش بزارم .هر لحظه برام یه خاطره است که اگه حتی اون لحظه به شادی نباشه بعد ها که ازش یاد میکنم برام شادی میاره .

یکی از سرگرمی های همیشگیه ما بازی هامونه که به هر نحوی اجراش میکنیم . از اون قدیم قدیما که اتاق بازی داشتیم تا الان که تو عمومی بازی میکنیم . انواع بازی هارو داریم که هر دفعه هم سعی میکنیم یه بازی باشه تا تکراری نشن اما یه سری بازی ها پایه ثابتمونن مثل :صندلی داغ،مشاعره و...

اون قدیما بیشتر تو اتاق بازی بودم . زیاد نمیتونستم بیام دلمم میخواست وقتی که هستم خوش بگذرونم برا همین اونجا میموندم تا پایه پیدا بشه باهاش بازی کنم :)

یه روز زیبا و دل انگیز

با امیرحسین تو اتاق بودیم که یکی دیگه هم اومد ( تا جایی که من یادمه از دوستای خوبمون هم بود ) شروع کردیم به جرعت یا حقیقت که امیرحسین جان لطف کردن گفتن جرعت ؛) بنده هم با کمال خرسندی و تسلط کامل بر قوانین روم گفتم میری عمومی توجه همرو جلب میکنی شمارتو مینویسی 
نظرات() تعداد بازديد : 386
22 فروردين 1396 - 12:14 موضوع: خاطره شما از چت روم , ,
مطلب ارسالی از saeid

 سلام ... نمیدونم خاطره گفتن از یه چت روم چه حس و حالی داره ... اینکه به لطف تکنولوژی بخوایم از لحظات خوب زندگیمون بعد های برای دیگران تعریف کنم یا یادش بی افتیم و لبخند روی لبامون بیاد .. بنظرتون خوبه یا بد که از دنیای مجازی خاطره داشت ... ممد و مهدی یدقه مسخره بازی درنیارین دارم جدی حرف میزنم ایش خخخ (: اره داشتم میگفتم که من روزهای بدی داشتم وقتی که اینجا باهاتون حرف میزدم ولی به لطف پرنا که منو به جمع صمیمیتون معرفی کرد باعث شد بعضی وقتا منو از فکر و خیالی که شاید بعضی هاتون بدونین چیه یکم دور کنه .. چه اتفاقی از این بهتر (: مرسی از همتون که باعث میشین این جمع گرم و صمیمی حفظ بشه .. تو قیامت ایشالا قسمت بشه از همتون تشکر کنم .. دوستدار شما سعید 

نظرات() تعداد بازديد : 571
22 فروردين 1396 - 1:21 موضوع: خاطره شما از چت روم , ,
مطلب ارسالی از Pari

سلامـــــــــــ ... در این قسمت میخواهیم در مورد خاطراتمون بگیم براتون تا پایان برنامه با ما باشید و کانالو عوض نکنید خخخ (لطفا با حس بخوانید)...شاید خوندنش خیلی جذاب نباشه اما قرار داشتن تو اون لحظه ها خیلی دلنشین بود..

 

 
تک تک لحظه هایی که من تو این جمع بودم برام خاطرس ولی خیلیاشون قابل بیان نیست بخاطر همین چندتاشونو میگم ....
 
 
خیلی وقت پیشا یه مهرداد بود که فکر کنم بوشهری بود حالش خوب نبود و وسط عمومی داشت ناله میکرد که چشام سیاهی میره و سرم گیج میره حالت تهوع دارم ،همه داشتن راهنمایی میکردن که اینو بخور اونو نخور تا خوب شی من گفتم که داداش برو یه سونو بگیر خیال خودتو راحت کن با این علایمی که میگی فکر کنم حامله ای خخخ بد گفتم؟؟؟نه شما بگین بد گفتم؟؟ایا من پزشک موفقی نمیشوم؟؟خخ خودم خیلی خندیدم سر این موضوع و همچنین بقیه نمیدونم چرا ولی اصن یادم نمیره...
 
 دیگه از کل کل های دیوونه وارمون بگم که وقتی با مدیر کل کل میکردیم و کم میاورد اسمامونو عوض میکرد و یه اواتار ستم میذاشت و شروع میکردیم به خندیدن اون موقع فقط مدیرمعاونا میتونستن اسمارو عوض کنن (مدیر تو عمومی زیاد حرف میزد و شوخی میکرد) بعدم میگفت بگین که معذرت میخوامو اینا تا درست کنم من هیچ وقت معذرت نمیخواستم و ترجیح میدادم اسمم همونجوری ضایع بمونه دیگه نمیخوام وارد جزییات بشم که چه اسمایی بودن اون اسما....
 
 
 یه روز برا تلافی با همه بچه ها هماهنگ کردیم که اواتار مدیرو عوض کنیم مهدیس به پنل دسترسی داشت عوض کرد و عکس پنجعلی تو پایتخت رو گذاشت اونم حواسش نبود ما تو عمومی صداش زدیم و اومد گفت بله نمیدونید اون لحظه چه لحظه ای بود همه پاچیدیم از خنده وقتی با اون ادعا و اون اواتار پیامشو دیدیم بعدش دیگه مهدیسم دسترسی شو از دست داد ......
 
 
دیگه بعضی وقتا کل کل مون اونقدر وحشتناک بود که برای اسم من و مهدیس شکلک های خیلی خنده دار گذاشته بود به طوری که وقتی تو عمومی کسی مینویشت پری شکلک خرشرک میومد یادمه یکی از بچه ها گفت که رفتم سوپری فلان چیزو خریدم که اون شکلکه اومد من پهن زمین شدم از خنده ....
 
 
حیف که تموم شد اون لحظات از چی بگم دیگه
تابستون ۹۳بود که خانوادم رفتن مشهد مسافرت و من نرفتم چون اینجارو ترجیح دادم اون یه هفته ترکوندم صبح از تو رختخواب بلند میشدم و میومدم روم تا شب که میرفتم تو رختخواب ....(چ ادم خوشحالی بودم خخ)
 
 
 
یه بار دیگم با مدیر اونقدر کل کل کردم که کار به جاهای باریک کشید تو عمومی یه مسابقه بود که یه جمله رو باید چندبار میگفتی جمله ی دوغ گازدار گاز دوغ دار همه اینو با سوتی میگفتن جز من که اقا مدیر باورشون نمیشد اونقدر کل کل کردیم که گفتم من زنگ میزنم اینو میگم تا باورت بشه،زنگ زدم و گفتم و بوی دماغ سوخته هم استشمام کردم، هرچند اونموقع یه خیانت در امانتی هم شد ولی بگذریمـ....
 
 
یه خاطره ی دیگم که خیلی تو ذهنمه و فکر کنم کسایی که اینو یادشون میاد خیلی محدودن این بود که مدیر یه رومو هک کرده بود و ما رفتیم اونجا کلی خندیدیم و گفتیم اینجا باشه پاتوقمون وقتایی که دلمون میگیره مدیرش با اسم مهمان میومد و ما حرصش میدادیم (عجب مردم ازاری) ولی دیگه رومو داد به صاحبش و مام برگشتیم سر روم و زندگی خودمون خخ 
 
 
 
از چی بگم دیگه که هرچی بگم کم گفتم خو دیه فعلا چیزی یادم نمیاد و سر شمام درد گرفت فعلا تا خاطره ی بعدی شمارو به خدای بزرگ میسپارم خخخخ
 
نظرات() تعداد بازديد : 571
22 فروردين 1396 - 1:11 موضوع: خاطره شما از چت روم , ,
مطلب ارسالی از fatemeh

سلام عزیزان سالی پر از شادی رو براتون ارزو میکنم

یه روز توسط یه اقایی به اسم دانیال یا همون جوکی من اومدم اینجا

اول که اومدم اینجا شلوغ نبود زیاد من با تبلت میومدم بهم میگفتن تبلتی بعد یه مدتی با مدیر اشنا شدم

من میرفتم تبلیغ کاربر جدید میاوردم من به امیرعلی میگفتم داداش اونم به من میگفت اجی

یه روز صب زود اینجا با دوستم حرف میزدیم اونم دخترونه

بعد مدیر میگفت باید به همه بگم

منم ترس اینکه ابروم بره با امیر دعوا کردم

بعد با من قهر کرد و این شد که من یکسال روم نیومدم وقتی اومدم همه چی عوض شده بود کاربرای جدید دوستای جدید همشونم عالی

خودمم نمیدونم چرا بخاطر یه دعوا یکسال نیومدم

ولی خوشحالم که اومدمو با دوستایی به این خوبی دوست شدم

از بالای روم اسامیه بچه ها رو میگم

مهدی-ممد-مهدیس-مهدیه-پرنا-رکسان-شیرین-زیبا-صدف-شمشاد-احمد-شادان-جوکی-سارا -دوستون دارم دوستای گلم

 

نظرات() تعداد بازديد : 340
21 فروردين 1396 - 20:12 موضوع: خاطره شما از چت روم , ,
مطلب ارسالی از رویای من

سلاااااااااااااااامیو 

خوبید؟؟؟؟؟؟میدونم منو دیدید خوب شدید نمیخاد بگید حالا

چه شود منو انشاء مطلب اونم خنده دار اونم خاطره

میخواید ننویسم؟؟؟؟؟؟

حالا چون اصرار کردید مینویسم

شنیدی میگن از هرچی بدت میاد سرت میاد حکایت منه 

آقا ما یه پسر عمه داریم بچه اس هنو نمتونه مگه زیبا

یه سری گف زامبی

خو بچه اس دیه نمیشه کارش کردجان عمم

این زامبیم ورد زبون فامیل شداعصاب نزاشتن برام

یه سری بچه ها نمیحرفیدا مام اومدیم

ثواب کنیم هالشونو بهتر کنیم چه خوبم

 زامبی گفتن پسر عممو گفتم از اونجا که خیلی خوبم گفتمش باهمه بدیاش

این مهتیم جدی جدی برگشت گف زامبی دقت کنید عمو به این میگن

های حرص خوردم های حرص  خوردم

ولی از اونجا که دیه مهتی رو نمیشد کتک کاری کرد

بیخیال شدم چه روح بزرگی دارم

اینم شد یه خاطره واس اسمه عزیزم چه خاطره زیبای

تا درودی دیگر بدرود

نظرات() تعداد بازديد : 610
21 فروردين 1396 - 20:2 موضوع: خاطره شما از چت روم , ,
خاطره مطلب ارسالی از مریم

سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز حالتون چطوره؟؟

امیدوارم سال خوبو پربرکتی رو داشته باشید.

 

میخوام براتون خاطره ای بگم که به چهار،پنج سال پیش

برمیگرده.....

 

یه روزی داشتیم با دوستامون تو چت روم گل میگفتیم و گل

می شنیدیم که یکی از دخترا که اسمش ارام بود وارد چت روم

شد بعد از سلام و احوالپرسی گفتش بچه ها یه خبر جدید من

چند روز پیش عقد کردم

 

بچه ها گفتن واااای واااای مبارکه مبارکه بسلامتی به پای هم

پیر بشین ایشالله 

 

یهو کنجکاوی دخترای چت روم گل کرد و از سوالای جورواجوری

 که ازش پرسیدیم حسابی کچلش کردیم

 

کجا  باهم اشنا شدین اسمش چیه چکاره

هست نامزدت چندتا ماشین داره چند تا خونه داره

 

چند صباحی گذشت و ارام اومد، ارام خیلی ناراحت بود دلیل

ناراحتیشو برامون تعریف کرد.....

 

گفت یه روز با نامزدش رفتن بیرون نامزدش از ماشین پیاده

میشه و میره w.c ارام هم کت نامزدشو برمیداره دست تو

جیبش میکنه و یه برگه از توش درمیاره که نشون میداده

نامزدش یه زن موقتی داشته وقتی که موضوع رو به خانواده

اش میگه پدرش خیلی عصبانی میشه و به ارام میگه برو

حلقتو پس بده بهش....

 

ارام به نامزدش زنگ میزنه و بهش میگه میخوام بیام حلقه رو

پس بدم .

 

نامزدشم حسابی شاکی میشه و منتظر ارام تو شرکتش

 

ارام میره شرکت و میره تو اتاقش وقتی حلقه رو به نامزدش

پس میده نامزدش یه چاقو بهش میزنه میگفت چاقو رو زیر

چشمش زده بود.

 

 

 

من نمیدونم دیگه راست و دروغش رو

 

  

 

 

نظرات() تعداد بازديد : 671
21 فروردين 1396 - 19:27 موضوع: خاطره شما از چت روم , ,
مطلب ارسالی از danger

بسم الله

سلام ابجياي گل خان داداشاي خل 

خب بريم سر اصل مطلب يه خاطره تعريف بنماييم براتون،هرچند كه دست به قلممون خوب نيس ببخشين ديگه

حالا لايكاتونو دريغ نكنين ازم با تچكر فراوان

عاقا يه روزي روزگاري ما داشتيم تو چت روم گپ ميزديم با دوتا از دوستان خل ببخشيد گلمون 

براشون از يجايي تعريف ميكردم كه اكثرا خارجيا بودن 

از اينا اصرار كه ادرس بده مام بيايم خوش ميگذره از ما انكار والا ممنوعه خا نميشه شهر هرت نيس كه

ازاونجايي كه تبليغ ممنوع بود گفتم بتمرگين تا خودم يكي دوتاشون بيارم بخنديم

يكي دوتاشونو كه بيشتر اشنايي داشتم باهاشون و تو دبي زندگي ميكردن دعوتشون كردم بيان

اسم دختره كريستينا و پسره پيتر بود  عاقا اينا اومدن و بچه ها هم خارجي نديده هول كرده بودن در حدي كه زبان مادريشونم يادشون رفته بود كلا انگليسي ميخاستن تايپ كنن عربي قاطيش ميكردن

اون دوتا بنده خداهم  غش غش ميخنديدنپيتر يكم چيني تايپ ميكرد همه ميگفتن داره فش ميده بهش ميگفتم ميگفت نه دارم ابراز علاقه ميكنم به يكي نفهمه مخ زن خوبي نبود ولي ديوونه همين ديگه بقيش باشه واس بعد 

خدافظ

نظرات() تعداد بازديد : 731
21 فروردين 1396 - 17:11 موضوع: خاطره شما از چت روم , ,
ليست صفحات
تعداد صفحات : 7

موضوعات

Category

میزکار

Panel
ورود کاربران
نام کاربری
رمز عبور


عضويت سريع
نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری

لینک دوستان

Links

جستجو

Search

چت باکس

Chat

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آخرین نظرات کاربران

Recent Comments
اسیه
اسیه درتاریخ 1396/8/25 گفته:
بغل داداش بزرگم
اسیه
اسیه درتاریخ 1396/8/25 گفته:
کا اریکی کوری
اسیه
اسیه درتاریخ 1396/8/25 گفته:
ن ببخشید
اسیه
اسیه درتاریخ 1396/8/25 گفته:
ینی اعتماد
اسیه
اسیه درتاریخ 1396/8/25 گفته:
وفاداری
اسیه
اسیه درتاریخ 1396/8/25 گفته:
وفاداری
مریم
مریم درتاریخ 1396/5/13 گفته:
شُمـــــــــا دوغ ات رو بنــــــــــوش
هناسه
هناسه درتاریخ 1396/5/12 گفته:
ابان پس باکی عالیه گگگگگگگگگگگگگگگگگ
هناسه
هناسه درتاریخ 1396/5/12 گفته:
قاطی هم هستن باهوش و نامرد و بی ابرو
هناسه
هناسه درتاریخ 1396/5/12 گفته:

پشتيباني آنلاين

Online Support
پشتيباني آنلاين
درباره سایت
به وبلاگ من خوش آمدید
آمار
آمار مطالب و اطلاعات شما
  • مجموع مطالب :160 پست
  • کل نظرات :130
  • آی پی شما :54.162.241.40
  • مرورگرشما :
  • سیستم عامل شما :
  • امروز :

آمار و اعضای سایت
وبسایت ما امروز 39 بازدید داشته است . در حال حاضر 1 کاربر در وبسایت ما آنلاین میباشند . بازدید کل وب 245549 می باشد . تا کنون 56 عضو در سایت ثبت نام کرده اند . ورودی گوگل امروز وب4 میباشد. بازدید این ماه وبسایت 3012 می باشد. بازدید دیروز سایت 96 تعداد و ورودی گوگل دیروز 10 تعداد می باشد. آي پي امروز 13 نفر و آي پي ديروز 32 نفر می باشد. این هفته 285 کاربر از سایت ما دیدن کرده اند که بازدید سال سایت تا بدین لحظه 245549 نفر می باشد.
نویسندگان
تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان سانی چت و آدرس sanichat.bid  لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






امکانات جانبی

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 39
بازدید دیروز : 96
بازدید هفته : 285
بازدید ماه : 3012
بازدید کل : 245549
تعداد مطالب : 160
تعداد نظرات : 130
تعداد آنلاین : 1

§قــالب گــراف§
کلیک کن پشیمون نمیشی
ســــــــــــــــــــــــانی چت
WWW.sanichat.bid
§ســــــانی چــــــت§
محفلی گرمو صمیمی
بهترین و جذاب ترین چت روم ایرانی
http://www.sanichat.bid/chat
http://www.sanichat.bid/chat
§عنوان سایت شما§
کلیک کن پشیمون نمیشی
ســـــــــانی چــــــت.
WWW.sanichat.bid
http://www.sanichat.bid/chat
§ســـــــــــــــــــــــــــانی چت§
چون که تکه با نمکه
اهل دلی کلیک کن.
www.sanichat.bid

پشتیبانی